تبليغاتX
شهر سبز من، کازرون
شهر سبز من، کازرون
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و سوم آذر 1388 توسط شهر سبز  |

آنکه فرهنگ و تاریخ گذشته و گذشته گان خود را شناخت،خود را شناخته است.

شهر سوخته اما پیشرفته 

شهر سوخته در ۵۶کیلومتری زابل در استان سیستان و بلوچستان و در حاشیه جاده زابل - زاهدان واقع شده است.این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه گذاری شده است 

کلنل بیت، یکی از ماموران نظامی بریتانیا از نخستین کسانی است که در دوره قاجار و پس از بازدید از سیستان به این محوطه اشاره کرده و نخستین کسی است که در خاطراتش این محوطه را شهر سوخته نامیده و آثار باقیمانده از آتش سوزی را دیده است

شهر سوخته دارای نظام مرتب و منظم آب‌رسانی و تخلیه‌ی فاضلاب بوده است اولین جراحی بروی مغز در این شهر و بروی سر یک دختر بچه انجام گردیده است

بر مبنای یافته‌های باستان شناسان شهر سوخته ۱۵۱ هکتار وسعت دارد

براي نخستين بار در شهر سوخته يك چشم مصنوعي متعلق به 4800 سال پيش كشف شد. این چشم مصنوعی متعلق به زنی 25 تا 30 ساله بوده که در یکی از گور های شهر سوخته مدفون شده بوده است.

کشف اولین خط کش جهان با قدمت بیش از پنج هزار سال

این خط کش به طول 10 سانتیمتر با دقت نیم میلیمتری و از جنس چوب آبنوس است. کشف خط کش در شهر سوخته زابل نشانگر این است که ساکنان این شهر باستانی دارای پیشرفت های زیادی در زمینه علم ریاضیات بوده اند  

قدیمی ترین تخته نرد جهان

از گور باستانی موسوم به شماره 761 کهن ترین تخته نرد جهان به همراه 60 مهره ی آن در شهر سوخته پیدا شد. این تخته نرد بسیار قدیمی تر از تخته نردی است که در گورستان سلطنتی «اور» در بین النهرین پیدا شده بود.

مخترع انیمیشن در جهان ما بوده ایم نه چینی ها 

باستان شناسان هنگام کاوش در گوری 5 هزار ساله جامی را پیدا کردند که نقش یک بز همراه با یک درخت روی آن دیده می شود. آن ها پس از بررسي اين شي دريافتند نقش موجود بر آن برخلاف ديگر آثار به دست آمده از محوطه‌هاي تاريخي شهر سوخته، تکراري هدفمند دارد، به گونه‌اي که حرکت بز به سوي درخت را نشان مي دهد. هنرمندی که جام سفالين را بوم نقاشي خود قرار داده، توانسته‌ است در 5 حرکت، بزي را طراحي كند كه به سمت درخت حركت و از برگ آن تغذيه مي کند.

به گفته اين باستان‌شناس، بز از جمله حيواناتي است كه در رسيدن به ارتفاعات تبحر داشته و مي‌تواند با يك حركت جهشي به سمت بالا حركت كند. هنرمند نقاش شهر سوخته‌اي، با دقت و زبردستي موفق به تصوير كردن جهش اين بز شده است.

از دیگر اشیای مهم از میان هزاران شی یافت شده، می‌توان از سفال با امضای سفال‌گر بر روی آن، چکش، سوزن، شهرک‌های مسکونی و ساختمان‌های همه‌گانی هم‌چون آپارتمان، بذر خربزه، حبوبات، ماهی خشک کرده، برنج، زیره، کوره‌های سفالگری، کوره‌های ذوب فلزات، دکمه، تبر، بندکفش، قلاب، شانه سر، طناب، سبد، گل مو، قاب‌های چوبی، کفش، کمربند و ... نام برد.

قدیمی ترین تاس جهان :

سرزمین های جدا شده از ایرا ن در طول 196 سال گذشته

 

آخرین نقشه بین المللی ایران پیش از جدا شدن سرزمینهای تاریخی آن ، انتشارات تامسون (1814)

با توجه به تهدید های مرزی موجود علیه تمامیت ارضی ایران بد نیست به این نکته اشاره کنیم که سرزمین کنونی ایران، تنها سی درصد از ناحیه‌ای وسیع است که در تاریخ با نام‌های‎ «ایران‌زمین»،«ایران‌بزرگ » یا «ایرانشهر» و در ‏جغرافیا با نام «فلات ایران» شناخته می شود. ترفند ها و دسیسه های بیگانگان و سستی پادشاهان بی کفایت گذشته بخش های زیادی ازاین سرزمین کهن را در طول فاصله کوتاه 196 ساله از ایران بزرگ جدا نمود که مروری بر چگونگی هر یک از این جدایی ها به رغم تلخی بسیار برای میهن گرایان ایرانی جهت الزام جدیت و حساسیت ما دست کم برای حفظ سرزمین های باقیمانده موجود بسیار آموزنده خواهد بود..


گستره سرزمین‌های جدا شده از ایران در قراردادهای ترکمانچای،گلستان،آخال،پار یس و... به قرار زیر است:

سرزمین های جدا شده قفقاز بر اساس قرارداد های گلستان و ترکمانچای با روسیه(1813 و 1828 م.)
آران و شروان: ۸۶۶۰۰ کیلومتر مربع؛
ارمنستان: ۲۹۸۰۰ ک .م؛
گرجستان: ۶۹۷۰۰ ک.م؛
‎داغستان: ۵۰۳۰۰ ک.م؛
اوستیای شمالی: ۸۰۰۰ ک.م؛
چچن: ۱۵۷۰۰ ک .م؛
اینگوش: ۳۶۰۰ ;ک.م‎
جمع ‏کل: ۲63700 کیلومتر مربع

 سرزمین‌های جداشده ایران شرقی براساس پیمان پاریس و پیمان منطقه ای مستشاران انگلیسی

هرات وافغانستان: ۶۲۵۲۲۵ ک.م؛
بخش‌هایی از بلوچستان و مکران: 3۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: ۹۷۵۲۲۵ کیلومتر مربع


سرزمین‌های جداشده ‏ورارود(ماوراءالنهر) بر اساس پیمان آخال با روسیه(1881 م.)

ترکمنستان: ۴۸۸۱۰۰ ک.م؛
ازبکستان: ۴۴۷۱۰۰ ک.م؛
تاجیکستان: ۱۴۱۳۰۰ ک.م؛
‎بخش‌های ضمیمه شده ‏به قزاقستان: ۱۰۰۰۰۰ک.م؛
بخش‌های ضمیمه شده به ‎قرقیزستان: ۵۰۰۰۰ ک.م؛
جمع کل: 1226500 کیلومترمربع

سرزمین های جداشده جنوب خلیج فارس بر اساس پیمان منطقه ای مستشاران انگلیس

امارات:83600ک.م:
بحرین:694 ک.م:
قطر:11493ک.م:
عمان:309500ک.م:
جمع کل: 405287کیلومتر مربع

مساحت سرزمین‌های جدا شده از ایران درونی به همراه دو سوم کردستانات (که در دوره صفویه به اشغال عثمانی در آمد و بعد ها در بین سه کشور ترکیه،عراق و سوریه تقسیم شد) به مساحت تقریبی 200000ک.م. و نیز عراق به مساحت 438317ک.م. در جمع حدود 3.5 میلیون کیلومتر مربع بالغ می شود که این مقدار تجزیه یک کشور در کل تاریخ ایران و دنیا بی سابقه است.

 

منبع:

شهر سوخته. نوشته استاد جنیدی

باستان شناس: دکتر شهمیزادی

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم آذر 1388 توسط شهر سبز  |

متمولین کازرون، جهت داشتن امکانات بیشتر، به شهرهای بزرگتر مهاجرت نمیکنند و سرمایه خود را جهت عمران و آبادانی و اشتغال بیشتر جوانان شهر، در کازرون سرمایه گذاری میکنند. چرا که امکانات و امنیت زیاد سرمایه گذاری در کازرون با دیگر شهرهای بزرگ برابری میکند.مسولین شهر از سرمایه گذاری و ساخت کارخانه استقبال زیادی میکنند و شخصی که قصد انجام این کارها را داشته باشد کمال همکاری با او خواهد شد و کارهای اداری و گرفتن مجوزهای لازم در کمترین زمان ممکن انجام می شود.

به دلیل تنوع آب و هوایی و وجود انواع و اقسام میوه ها و صیفی جات، چندین کارخانه بزرگ مواد غذایی و بسته بندی که محصولات آنها به کشورهای دیگر صادر می شود و شهرت جهانی دارند در شهر وجود دارند.

کازرون به عنوان یکی از قطبهای صنعتی و کشاورزی منطقه جنوب حساب می شود.

کارخانه کاشی و سرامیک کازرون، با چهار برابر ظرفیت قبل خود، انواع محصولات خود را به بازارهای داخلی و خارجی ارسال می کند.

در شهرک بزرگ صنعتی کازرون، صدها کارخانه مواد غذایی، شوینده، لوازم ساختمانی،... وجود دارد که محصولات متنوع این کارخانجات، به وسیله فرودگاه و راه آهن کازرون، به اقصی نقاط ایران و کشورهای دیگر ارسال می شود زیرا این محصولات شهرت جهانی و مشتریان زیادی در سراسر دنیا دارد.

به علت وجود نیروگاه بزرگ سیکل ترکیبی، حتی برای مدتی کوتاه نیز خاموشی وجود ندارد و در صورت تعمیرات شبکه، از چند روز قبل، ساعت قطعی برق و مدت زمان آن به اطلاع مردم می رسد.

در کازرون رانندگی در خیابانها بسیار لذت بخش و بدون استرس است. هیچکس بدون دلیل بوق نمی زند و هیچکس با شنیدن صدای بوق اعصابش خرد نمی شود و با طرف مقابل دست به یقه نمی شود و به همدیگر ناسزا نمی گویند.

مردم کازرون هنگام بیرون رفتن از شهر و نشستن در طبیعت، با خود یک کیسه زباله می برند و آشغالهایشان را درون آن ریخته و همراه خود می آورند و در سطل زباله می گذارند. به همین دلیل در کنار جاده و در دل طبیعت هیچ اثری از باقی مانده های غذا و بطریهای نوشیدنی و بسته های چیبس و پفک و... وجود ندارد.

مردم اینجا به غیبت کردن و یک کلاغ، چهل کلاغ کردن عادت ندارند و هنگامی که دور هم جمع می شوند، فقط برای دید و بازدید است. رفتار مردم با هم، بر اساس احترام متقابل به هم و به عقاید یکدیگر است.

رانندگان ماشین سنگین با تریلی و کامیونهای سنگین در خیابانها و کوچه ها تردد و پارک نمی کنند و صبح زود با روشن کردن و گاز دادن ماشین و زدن بوقهای سرسام آور باعث اعصاب خردی همسایه ها نمی شوند.

کازرونی ها نسبت به مسایل اطراف خود بی توجه نیستند و اگر بر فرض محال، مسئولی، به درستی کار خود را انجام ندهد، مردم از او جواب خواهند خواست.

یکی از زیباترین و پربیننده ترین مکان در کازرون دریاچه پریشان، تنها دریاچه آب شیرین ایران است. در اطراف این دریاچه هیچ چاه بدون مجوزی حفر نمی شود. چون جاده سازی در حریم این دریاچه انجام نمی گیرد هیچگونه خسارتی به بستر و چشمه های آبریز آن وارد نشده است. بنابراین حتی در گرمترین و خشکترین سالها نیز از حجم آب موجود آن کم نمی شود. از آنجا که صید ماهی تنها در زمان مشخصی از سال و با مجوز و نظارت سازمان محیط زیست انجام می گیرد بنابراین هیچ گونه ای از ماهی های دریاچه در خطر منقرض شدن قرار نگرفته است. همچنین به دلیل عدم تله گذاری در اطراف دریاچه، پرندگان در امنیت کامل از نقاط دور دست جهت گذراندن زمستان به دریاچه می آیند. تنوع و تعداد پرندگان دریاجه در دنیا کم نظیر است. در منطقه خاصی ، اجازه قایق سواری برای مسافرین داده شده است تا پرندگان در آرامش به زاد و ولد بپردازند. ورودی دریاچه کیوسک راهنمایی وجود دارد که اطلاعات کافی در مورد آن را به بازدید کنندگان ارائه می دهد.اگر کسی قصد یک شب اقامت در اینجا و استفاده از هوای مطبوع آن را داشته باشد چادر به رایگان در اختیارش قرار خواهد گرفت.

عکس زیر یکی از عجایب کازرون را نشان می دهد. به نظر شما این تیر چراغ برق است که کابلهای برق را نگه داشته و یا بالعکس؟

 با اینکه این مطالب در ستون طنز به چاپ رسید ولی آیا کازرون و کازرونی ها نمیتوانند اینگونه باشند؟

 

نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم آذر 1388 توسط شهر سبز  |

شدم با چت اسیر و مبتلایش// شبا پیغام می دادم برایش
به من می گفت هیجده ساله هستم// تو اسمت را بگو، من هاله هستم
بگفتم اسم من هم هست فرهاد// زدست عاشقی صد داد و بیداد
بگفت هاله زموهای کمندش// کمان ِابرو و قد بلندش
بگفت چشمان من خیلی فریباست// زصورت هم نگو البته زیباست
ندیده عاشق زارش شدم من// اسیرش گشته بیمارش شدم من
زبس هرشب به او چت می نمودم// به او من کم کم عادت می نمودم
دراو دیدم تمام آرزوهام// كه باشد همسروامیّد فردام
برای دیدنش بی تاب بودم// زفكرش بی خور و بی خواب بودم
به خود گفتم كه وقت آن رسیده// كه بینم چهره ی آن نور دیده
به او گفتم كه قصدم دیدن توست// زمان دیدن وبوییدن توست
زرویارویی ام او طفره می رفت// هراسان بود اواز دیدنم سخت
خلاصه راضی اش كردم به اجبار// گرفتم روز بعدش وقت دیدار
رسید از راه وقت و روز موعود// زدم ازخانه بیرون اندكی زود
چودیدم چهره اش قلبم فروریخت// توگویی اژدهایی برمن آویخت
به جای هاله ی ناز و فریبا// بدیدم زشت رویی بود آنجا
ندیدم من اثر از قد رعنا// كمان ِابرو و چشم فریبا
مسن تر بود او از مادر من// بشد صد خاك عالم بر سر من
زترس و وحشتم از هوش رفتم// از آن ماتم كده مدهوش رفتم
به خود چون آمدم دیدم كه اونیست// دگر آن هاله ی بی چشم ورو نیست
به خود لعنت فرستادم كه دیگر// نیابم با چت از بهر خود همسر

نوشته شده در تاريخ دوشنبه نهم آذر 1388 توسط شهر سبز  |

به همت شهرداری، همه کوچه ها کانیوبندی و آسفالت شده اند و مردم مجبور نیستند بعد از چند دقیقه باریدن باران، مانند ونیز ایتالیا، از قایق برای عبور و مرور استفاده کنند.

در کازرون، حقوق شهروندی  به طور کامل رعایت می شود به طوری که تمام هم و غم مسئولین شهر، حل کردن مشکلات مردم در اسرع وقت است.

رانندگی در خیابانهای خلوت و عریض کازرون، آسان است و دیگر لازم نیست هنگام رانندگی از بین لاستیکهای ماشین و بشکه های اسقاطی و تیرچراغ برقهای سر برآورده از وسط خیابان، به قول یکی از دوستان، مانند بازیهای رایانه ای و پلی استیشن وآتاری عبور کرد.

البته با جمع آوری شدن این علائم هشدار دهنده و تیر چراغ برقهای وسط خیابان و کوچه، یکی از جاذبه های گردشگری مسافرین داخلی و خارجی نیز از بین رفته است ولی یاد این آثار، همیشه در ذهن مردم باقی خواهد ماند.

دیگر اثری از تیر چراغ برقهای چوبی موریانه خورده در حال سقوط نیست.

به لطف داشتن شورای شهر منسجم و هدفمند در کار و انتخاب صحیح شهردار متخصص دلسوز، شهروندان کازرون، روز به روز شاهد عمران و آبادی و پیشرفت بیشتر شهر هستند.

به دلیل تغییرات اصولی و مهندسی در میدان شهدا، مسافرین ناآشنا به هنگام ورود به میدان، از سمت شهدای جنوبی، همچنان مستقیم به راه خود ادامه نمیدهند و میدان بودن این نقطه، کاملا مشخص است.

آب نماها و گلکاریهای میدان، کاملا مشخص و در دید قرار دارد و مانند قبل، پیاده ها و سواره ها، فقط شاهد دیوار دور میدان نیستند.

جوی های دور میدان همگی تمیز و اثری از آشغالهای مغازه ها در آن دیده نمیشود چرا که مغازه داران، جوی را به عنوان سطل آشغال نگاه نمیکنند.

آخر شبها و روزهای تعطیل تعداد زیادی دستفروش در میدان وجود ندارد زیرا همگی در یک بازارچه ساماندهی شده اند.

در اینجا هیچ مغازه داری اجناس خود را تا وسط پیاده رو جلو نکشیده و پیاده رو جزء ملک مغازه محسوب نمیشود.

سر در بازار شهر به صورت زیبا و باشکوهی مطابق با معماری سنتی کازرون ساخته شده است. کف بازار با سنگهای مرغوب فرش شده است. در هیچ مغازه ای از اجناس بنجل چینی خبری نیست بلکه اجناس با کیفیت و ارزان، همه جا به وفور یافت میشود.

همه مغازه داران با خوشرویی تمام مشغول صحبت با مشتریان هستند و هیچ جنس درجه دو و سه ای به عنوان درجه یک فروخته نمیشود.

در بازار قدیمی کازرون شغلهایی مانند نمدمالی و دولچه دوزی و ... که در معرض خطر فراموشی سپرده شده بود با همت مسئولین مربوطه و تبلیغات و اهمیت دادن به این شغلها و پیشکسوتان این صنایع و برگذاری کلاسهای آموزشی، دوباره احیا شده است به طوری که ده ها نفر از این کار امرار معاش میکنند.

در خیابان سلمان فارسی از شلوغی و هیاهو اثری ندیدم. پزشکانی که در این خیابان هستند در سراسر شهر، دارای مطب های تمیز هستند و دیگر لازم نیست بیماران از گوشه و کنار شهر و از اطراف، به این نقطه بیایند. مطب پزشکان و آزمایشگاههای مجهز و داروخانه ها در همه جا پراکنده شده اند.

عمده فروشان این خیابان نیز به داشتن یک دفتر فروش در این خیابان، اکتفا کرده و انبار تخلیه و بارگیری اجناس خود را به حومه شهر منتقل کرده اند. به دلیل عدم تردد ماشینهای سنگین بار، آسفالت خیابان، آدم را به یاد امواج خروشان دریا نمی اندازد. شمشادها و درختان کنار خیابانها، به طور مرتب آبیاری و شستشو و هرس میشوند. در باغچه ها و زیر شمشادها، دائما تمیز میشوند و اثری از انواع و اقسام آشغال نیست.

اگر در نقطه ای از خیابان یا کوچه، لوله ای بشکند در کمترین زمان ممکن این مشکل برطرف میشود و مانند گذشته، اقدام به شناسایی محل خرابی، چندین هفته و اقدام به رفع خرابی، چندین ماه و رفع خرابی و مرمت و آسفالت کردن محل کنده شده، چندین سال به درازا نمی کشد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 توسط شهر سبز  |

فرقی نمیکند برکه ای کوچک باشی یا دریایی بزرگ

زلال اگر باشی آسمان در تو پیداست

نوشته شده در تاريخ دوشنبه دوم آذر 1388 توسط شهر سبز  |

در گذشته، مردم، شستشوی خانه و ماشین و جلو مغازه خود را با آب شرب شهر انچام میدادند ولی حالا مردم نهایت صرفه جویی را در مصرف آب میکنند و از آنجا که شبکه آبرسانی شهر به طور کامل نوسازی شده است، حتی یک قطره آب هم هدر نمیرود. دیگر از هیچ کولری آب سرازیر نمیشود و مردم به طور مرتب، کولر خود را سرویس می کنند.

فاضلاب هیچ خانه ای درون کوچه سرازیر نیست چون شهر، دارای فاضلاب شهری است و این آب پس از تصفیه در تصفیه خانه بزرگ کازرون به مصرف آبیاری فضای سبز شهر میرسد.

تمامی ادارات با هماهنگی هم، کارهای حفاری معابر را انجام میدهند و مانند گذشته پس از اتمام کار یک اداره و آسفالت کردن یک نقطه، اداره دیگری بلافاصله مشغول حفاری در آن نقطه نمیشود. مانند قبل یک لوله گذاری ساده، چندین هفته طول نمیکشد. با پشتکار مسئولین و با کمک ماشین آلات مجهز، طرحهای عمرانی ساده، در کمتر از 24 ساعت به سرانجام میرسد.مانند گذشته، با عبور یک دوچرخه از کوچه، همه جا را گرد و غبار نمی گیرد که برای ادامه مسیر، یا مجبور به توقف کامل و یا استفاده از چراغ مه شکن بودیم. حالا هفته ای یک مرتبه، تمام خیابانها و کوچه ها به وسیله ماشین آلات مدرن تنظیف، تمیز می شود.

چون ساختمانهای کازرون براساس اصول مهندسی شهرسازی ساخته شده اند، هماهنگی خاصی با هم دارند.

کمی جلوتر به یکی از چند مجموعه ورزشی رسیدم. در این مجموعه، چند سالن برای ورزشهای مختلف ساخته شده است که پذیرای خیل مشتاقان به ورزش در کازرون می باشد. به تازگی دومین مجموعه ورزشی بانوان افتتاح شده است. به علت وجود امکانات و علاقه زیاد و داشتن استعداد جوانان کازرونی، چند ملی پوش در رشته های مختلف ورزشی، از کازرون هستند.

موتورسیکلتها و ماشینها به خود اجازه عبور از چراغ زرد و قرمز را نمیدهند و با نظم و ترتیب و حوصله، منتظر سبز شدن چراغ راهنمایی هستند.

مردم برای خداحافظی، سلام کردن، صدا زدن، راه دادن،... با ماشین بوق نمیزنند. هیچکس پشت فرمان ماشین، مشغول صحبت با تلفن همراه و فرستادن پیامک نیست. همه با آرامش، رانندگی میکند.

پس از چهارراه و طی کردن مسافتی به فلکه زیبا و گلکاری شده شریعتی میرسم که یکی از چند سینمای مجهز و مدرن کازرون در این نقطه قرار دارد.در این سینما آخرین فیلمهای روز در سالن زیبا و مجهز به صدای سه بعدی نمایش داده میشود. همه در آرامش و سکوت و بدون شکستن تخمه و صحبت کردن با بقیه، از دیدن فیلم، لذت میبرند.

ساختمانهای قدیمی و فرسوده دولتی در این خیابان، جای خود را به ساختمانهای شیک و متناسب با معماری سنتی کازرون داده اند.

مانند گذشته و هنگام رانندگی در خیابانهای شهر، احساس قایق سواری در دریای خروشان به انسان دست نمیدهد. رانندگی در خیابانهای خلوت و عریض کازرون، آسان است و دیگر لازم نیست هنگام رانندگی، از بین علائم هشدار دهنده لاستیک ماشین و بشکه های اسقاطی و تیر چراغ برقهای سربرآورده از وسط خیابان، با مهارت عبور کرد. البته با جمع آوری شدن این علائم هشدار دهنده و تیر چراغ برقهای وسط کوچه و خیابان، یکی از جاذبه های گردشگری مسافرین داخلی و خارجی از بین رفته است.

با وجود زیرگذر چهار راه بانک ملی، از شلوغی و بوقهای ممتد و اعصاب خرد کن و ترافیک بیمورد خبری نیست.

خیابان 22 بهمن شمالی بسیار خلوت است و ماشینها، دوبله و سوبله، پارک نمیکنند. با وجود کارواش بزرگ و مدرن شهر، هیچکس با آب شهر، ماشینها را شستشو نمیکند.

خیابان و پیاده رو شهدای جنوبی، پهن و رفت و آمد به سهولت در آن انجام میشود. تمام مغازه ها به صورت زیبایی دکوربندی شده اند. هیچ مغازه ای به خود اجازه استفاده از پیاده رو برای عرضه کالای خود را نمیدهد و همگی حقوق پیاده ها را رعایت میکنند.

از آنجا که آسفالت خیابانها، صاف و یکدست و بدون فرورفتگی و گسل میباشد، احتیاجی به علائم هشداردهنده، مانند لاستیک ماشین و بشکه های اسقاطی نیست.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام آبان 1388 توسط شهر سبز  |

CTRL + A
CTRL + C
CTRL + V
CTRL + P

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 توسط شهر سبز  |

در مطلب قبل وارد شهر شده و برای استراحت وارد بوستان مردانی شدم.

پس از استراحتی کوتاه در بوستان مردانی و استفاده از محیط جذاب و تمیز، با چمن کاری عالی و گلهای زیبا به طرف شهر راه افتادم. یکی از مشخصه های خوب این بوستان، امنیت کامل آن و چیده نشدن گلهای بوستان، توسط مردم است.

به همه مسئولین مربوطه، جهت ساختن این فضای زیبا احسنت گفتم.

از ورود ماشینهای سنگین به داخل شهر خبری نیست. چون چندین سال از افتتاح کمربندی کازرون که به صورت 4 بانده ساخته شده، میگذرد.

از آنجا که تقریبا تمام ماشینهای سنگین، جهت تخلیه بار خود از بنادر بوشهر و خوزستان و حمل آن توسط راه آهن به کازرون می آیند، جاده های منتهی به کازرون با شماره های بین المللی در اطلسهای جهان نامگذاری شده است.

ایستگاه راه آهن کازرون یکی از مهمترین ایستگاههای جنوب کشور لز نظر حجم جابجایی بار و مسافر است.

محصولات پتروشیمی کازرون که از نظر تنوع در کشور کم نظیر است جهت صادرات به خارج از کشور و یا مصرف داخلی به وسیله راه آهن جابجا میشود.

ایستگاه راه آهن کازرون یکی از ایستگاههای بزرگ و شاهراه اصلی جنوب کشور محسوب میشود.

به میدان ورودی شهر میرسم.این میدان به نام زیبا و مبارک امام حسین(ع) نامگذاری شده است. اینجا هیچ مسافر غریبه ای سردرگم نمیشود چرا که به حد کافی تابلوهای راهنمایی وجود دارد.

میدان طبق آخرین اصول مهندسی ساخته شده است و مانند قبل لازم نیست برای ورود به شهر، پیچ تند میدان را طی کرد ولی از سمت مقابل، لازم به دور زدن میدان نباشد. این میدان و بلوارهای منشعب از آن، پر از گلهای رز رنگارنگ است و مانند گذشته، هیچکس گلها را برای فروش نمیچیند.

آسفالت خیابانها بسیار صاف و یکدست و بدون هیچگونه چاله و دست انداز است.

در ورودی شهر، یکی از چندین ایستگاه آتش نشانی با چندین ماشین مجهز و مدرن به چشم میخورد.

مانند گذشته خبری از فروشندگان بنزین در کنار خیابان نیست؛ چرا که با وجود ناوگان مجهز اتوبوس برقی که در خطوط ویژه حرکت میکنند و بسیار سریع، مسافرین را به مقصد میرسانند، احتیاجی به استفاده از ماشین شخصی احساس نمیشود.اکثر مردم، جهت انجام دادن کارهای خود، پیاده و یا با دوچرخه به مقصد میروند.

خبری از ترافیک و موتورسیکلت سواران و بوق های اعصاب خردکن نیست.

سیم خاردارهای پادگانها برداشته شده و به جای آنها دیوارهایی که بر روی آنها جاذبه های تاریخی و طبیعت زیبای کازرون نقاشی شده است وجود دارد.

در خیابانها اثری از حرکات نمایشی موتورها نیست. همه راننده ها در کمال آرامش و با رعایت کامل مقررات راهنمایی و رانندگی، در خیابان تردد میکنند.به دلیل رعایت سرعت مجاز از طرف راننده ها احتیاجی به سرعت گیرهای غیر استاندارد که سودی جز خراب کردن جلوبندی ماشینها ندارند نیست.

بلوار ورودی شهر به طرز باشکوهی با گلهای رنگارنگ و چمن تزیین شده است.در بعضی نقاط بلوار ورودی، مجسمه هایی از شخصیت های مهم کازرون که سهم بسزایی در اعتلای شهر داشته اند خودنمایی میکند. روبروی هر مجسمه و در کنار پیاده رو، تابلویی وجود دارد که زندگینامه آن شخصیت و کارهای ارزشمندی که انجام داده است، نوشته شده است.

برای انجام کار بانکی به اولین بانک وارد میشوم. درون بانک بسیار خلوت است. کارمند بانک با خوشرویی تمام و در اسرع وقت کارم را انجام میدهد. از قرار معلوم تمامی بانکها به دستگاه خودپرداز مجهز شده اند. با وجود این دستگاهها که تمام کارهای بانکی را به صورت الکترونیک انجام میدهند دیگر نیازی به مراجعه به بانک و معطل شدن در صفهای طولانی برای انجام یک کار ساده بانکی نیست. دیگر کسی پول نقد حمل نمیکند بلکه همه نقل و انتقالات وجه، به صورت الکترونیکی و اینترنتی انجام میشود چرا که هر خانه دارای یک خط پرسرعت اینترنت است.

چند دقیقه ای در فضای آرام و زیبای بانک مینشینم تا پس از آن از زیباییها و ویژگیهای کازرون بگم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هجدهم آبان 1388 توسط شهر سبز  |
درود بر همه دوستان

برای انجام کاری رفته بودم قائمیه. میدان اصلی شهر هیچ ماشین مسافرکشی نبود که باعث راه بندان و تصادف بشه چون یک ترمینال بزرگ و شیک به تازگی افتتاح شده و از آنجا که همه به قوانین احترام میزارند دیگه هیچ مسافرکشی وسط خیابون نمی ایسته و داد بزنه. پیاده ها وسط خیابون راه نمیرفتند و همه از پلهای عابر پیاده استفاده میکردند به طوری که چشم بسته هم میشد رانندگی کرد. پاساژها شیک و مغازه ها پر از اجناس باکیفیت و ارزان بودند.

در برگشت به کازرون خبری از جاده تنگ و شلوغ نبود.از قائمیه تا دوراهی،جاده ۲ بانده و وسط جاده همه گلکاری شده بود.راننده ها همگی با احتیاط و با حداقل سرعت رانندگی میکردند. به ۲راهی که رسیدم خبری از گداهای پاکستانی نبود که با به نمایش گذاشتن اعضای بدنشون باعث ترحم برای بعضیها و احساس چندش برای بعضی دیگه بشه و از هم مهمتر دیگه باعث تصادف و اعصاب خردیهای بعد از اون نمیشند.از روی پل روگذر به طرف کازرون پیچیدم.دیگه لازم نبود ۴ طرف ماشین رو داشته باشم که یکدفعه ماشینی، موتورسیکلتی، پیاده ای نیاد جلو ماشین.

از ۲ راهی تا امامزاده سید حسین هم جاده ۲ بانده با آسفالت عالی بود.اطراف جاده هم بسیار تمیز ودرختکاری شده بود. دیگه کسی از ماشین زباله هاش رو بیرون نمیریخت.همه توی یک پلاستیک جمع میکردند و وقت پیاده شدن توی سطل زباله میریختند.

برای زیارت نگه داشتم.امامزاده به صورت آبرومندی که شایسته این سید بزرگ هست بازسازی شده بود.همه جا از تمیزی برق میزد. محوطه امامزاده به صورت زیبایی گلکاری شده بود.پشت امامزاده، در کنار آب، برای استراحت مسافران سکوهای زیبایی درست شده و اگر خانواده ای قصد شب ماندن داشت به صورت رایگان میتونند از چادر استفاده کنند. چون اونجا اینقدر امنیت داره که خونواده ها میتونند با خیال راحت تا صبح استراحت کنند.

چند کیلومتر که اومدم رسیدم به آثار باستانی بیشاپور که به دلیل تبلیغات زیادی که در مورد اون در سراسر دنیا میشه پر از توریستهای خارجیه.چند راهنمای مجرب مشغول توضیح دادن درمورد قدمت آثار به زبان انگلیسی برای توریستها بودند.  اطلاعات در ورودی آثار مثل قبل خالی نبود بلکه چند راهنما به علاقه مندان، اطلاعات و بروشورهایی در مورد تاریخچه بیشاپور میدادند.

به طرف تنگ چوگان پیچیدم.خبری از چاله چوله ها نبود. جاده تنگ چوگان بسیار صاف و هموار بود. بالای همه نقشهای روی کوه، سایبان برای در امان ماندن کنده کاریهای قدیمی از گزند آفتاب و باران بود.فرهنگ مردم اینقدر بالا رفته که دیگه کسی روی آثار یادگاری نمینویسه.

دوباره توی جاده ۲ بانده راه افتادم تا رسیدم به دوراهی دریس. جلو ناصرآباد به صورت زیبایی گلکاری و درختکاری، همراه با نورپردازی بود. پمپ بنزین، بسیار تمیز و شیک بود. اطراف جاده خبری از کارگاه های ساخت منبع آب و مکانیکی و جوشکاری و .... نبود چون همشون به شهرک صنعتی بزرگ کازرون منتقل شده بودند.به جای اونها فقط فضای سبز دیدم و گل و درخت.

دیگه خبری از پیچ مرگ نبود که هر از مدتی یک خونواده رو داغدار کنه.پیچهای جاده همه استاندارد و مهندسی ساز بودند و به راحتی میشد رانندگی کرد.

بیمارستان دانشگاه آزاد خیلی وقته افتتاح شده و دکترهای متخصص در اونجا با خوش اخلاقی و حوصله مشغول مداوای بیماران بودند.امکانات پزشکی در بیمارستان بسیار زیاده.همه دستگاههای پزشکی جدید و به روز هستند به طوری که از دیگر شهرها برای مداوا به کازرون اومده بودند.

مردم کازرون از تمام امکانات مجموعه ورزشی دانشگاه  از قبیل زمین فوتبال، بسکتبال، استخر سرپوشیده، سونا،..... استفاده میکنند.

بلوارهای جلو دانشگاه به طرز باشکوهی چشم هر تازه واردی رو نوازش میکنه و مسافران خوشحال از انتخاب این شهر برای سیاحت.

دیگه خبری از پیچ وحشتناک جلو خوابگاه دانشگاه که یکدفعه جلو ماشین سبز میشه نبود. همینطور خبری از دستفروشان کنار جاده که بساطشون تا وسط جاده هم میومد نبود.همه اونها توی یک بازارچه ساماندهی شده بودند.

دیگه خبری از صف کیلومتری ماشینها برای گاز نبود چون با تعویض پمپهای گاز و استفاده از تجهیزات مدرن و جدید هیچوقت خرابی تجهیزات پیش نمیاد.چقدر خوشحال کننده بود وقتی دیدم تعداد پمپهای گاز به ۲۰ عدد رسیده.

پارک مردانی و مقبره این شاعر به صورت زیبایی ساخته شده.مردم تا دیروقت و بدون ترس از موتور سواران و در امنیت کامل در این پارک مشغول استراحت بودند.

از آنجا که همه رانندگان با احتیاط و با سرعت آرام رانندگی میکردند خبری از سرعت گیرهای غیر استاندارد که هیچ سودی  جز خراب کردن جلوبندی ماشینها ندارند نبود.

میدان امام حسین(ع) مثل روز روشن و پر از تابلوهای راهنما بود و مسافران برای ادامه راه، هیچ مشکلی نداشتند.

فعلا در پارک مردانی که جای بسیار باصفایی است استراحتی میکنیم تا بعد وارد شهر بشیم و از زیباییهای این شهر برای شما بنویسم.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388 توسط شهر سبز  |
عارفی را گفتند جمله ای بگو که وقتی شادیم غمگینمان سازد و وقتی غمگینیم شادمان کند.

گفت: این نیز بگذرد

درباره خودم

خاک فریاد کند دم به دم جان مرا
جسم من مُلتمس و زار زند ،چانه زند عمر مرا

یگمانم که زمین جسم مرا کم دارد
یا که خاک قطعه تن واله ی من کم دارد

خاک از من طلبش می خواهد
جسم بی ارزش من می خواهد


کاش از خاک تنم...........
گل سرخی روید، عاشقی هدیه دهد معشوقی

کاش خاکِ بدنم باد برد ، بوسه شود
تحفه به دلدار من !

و نسیم بوی تو آرد به تن خفته ی من
و تو با عِطر گل نرگس مست

همه دم یاد بکن دیده ی من !


خاک ، من می آیم
چند روزی کم و بیش!

و چه آرام در آغوش تو من خواهم خفت
و چه بی دغدغه از دغدغه ها خواهم خفت


با تشکر از خانم راسخ به خاطر این شعر زیبا. شعر کامل در http://ashareman.blogfa.com


آخرين مطالب
عمر از دست رفته
دوستان
پيوندهاي روزانه
Blog Skin
free counters JavaScript Codes